سخنان مشاهیر
شنبه ۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۰
ایجاد امنیت وظیفه فرمانرواست
لشکر پادشاه قدرتمند سلوکی دمتریوس را افسران مهرداد یکم در ماد شکست داده و "دمتریوس" فرامانروای آنان را نزد مهرداد یکم پادشاه اشکانی به دشت اترک (شیروان ، بجنورد و گرگان امروزی) فرستادند . مهرداد با آمدن دمتریوس جشنی برگزار نمود و دختر خویش را به توصیه ریش سفیدان پارت به او داد . که این کار در آینده چنان نتیجه مثبتی برای ایران داشت که کسی تصور نمی کرد و آن انهدام کامل سلسله سلوکی بود . مدتی بعد در هنگامه جشن و سرور سالروز زاده شدن مهرداد فرمانروای ایران یکی از تاجران سرشناس بارها از او به بزرگی یاد کرد و گفت امنیت امروز ایران به دست با کفایت شما بوده است و چنین و چنان ، می گویند مهرداد که از آغاز مجلس خموش بود و به سخن رایزنان و بزرگان گوش می داد به سخن آمده و گفت : آرامش مردم کار من است و اگر از این کار برنیایم شایسته این تخت و تاج نیستم . ارد بزرگ اندیشمند کشورمان می گوید : نگهبانی از داشته های یک کشور برای فرمانروا یک قانون است و انجام آن خودستایی ندارد .
مهرداد یکم جنگاوری به تمام معنا بود او در طی زندگی تا هنگام مرگ در سال 138 پیش از میلاد همواره در حال پاکسازی مناطق مختلف سرزمین باستانی ایران از شر خونخواران باقی مانده سلوکی و اقوام بدوی بود.
منبع :
http://forum.mihandownload.com/133024-post5.html
دوري از شهر و ديار
در مجلسي زنانه ، زني از خاندان نزديک همسرش گفت : فرگون خانم ! شنيده ايم هيچ خدمتکار ايراني به کاخ خويش راه نمي دهي ؟
بانوي اول ايران پاسخ داد : ايراني خدمتکار نمي شناسم !
آن زن سماجت کرد و گفت : چطور ؟ اعتماد نمي کنيد ؟!
فرگون زيبا گفت : من نيازي به کمک ديگران ندارم هم نژادانم را هم برتر از آن مي دانم که آن ها را به خدمت بگيرم . زنان رومي و چيني و يوناني را هم که مي بينيد پيشکش سرزمين هاي ديگرند به پادشاه ايران و من تنها مواظب آنانم تا آسيب بيش تري به آن ها نرسد .
زن ديگري مي پرسد : مگر پيش تر چه آسيبي ديده اند ؟
فرگون زيبا مي گويد دوري ! دوري از شهر و ديارشان ! اين بزرگ ترين آسيب است .
آن زن دست به گيسوي فرگون مي کشد و مي گويد حالا مي فهمم براي چه همه تو را دوست دارند .
به گفته داناي ايراني « ارد بزرگ » : نامداران ماندگار آناني اند که سرشتي نيکو و دلي سرشار از مهر دارند
منبع :
http://www.iran20.com/99711/blog/59615/
دیدگاه مسعود اسپنتمان درباره فلسفه ارد بزرگ (شورش)
ارد بزرگ می گوید : شورشهای آدمیان ، با بسامدهای پر توان کیهانی خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گردد
اندیشه ی وجود "فانون جهانی"، بن مایه ای جهانی دارد. مسیحیان، هندیان، ایرانیان و دیگر ملتها به وجود چنین قانونی باور دارند. برای نمونه، " دارما در سنت هندو نظام اخلاقی و جهانی ست و مفهوم فضیلت و عدالت و شریعت و قانون و آیین و حتی مذهب و دین را دربردارد. " (ویکی پدیا) ..... در میان کهن بومهایی که به هستی چنین قانونی باور دارند، چیستی و چگونگی این قانون بنا بر چندی و چونی دبستان فلسفی ای که از آن برآمده دگرگونه است.
در اندیشه ی ایرانی، جهان، "داد" یا قانونی دارد که گیتی را در ویژه-راهی همسو با فلسفه ی هستی شناسی ایرانی به روند می اندازد. نام این قانون، "اشا" یا "اردیبهشت" است. "اشا" آن نیروی مینوی است که مرز میان نیک و بد را پردازش میکند و کنش بدی را با واکنش بدی، کنش نیک را با واکنش نیک پاسخ میدهد. "اشا" نگاهبان و ضامن پایداری همیشگی نیکی در جهان است. مینه ی "اشا" از پس هزاره ها به فرهنگ کنونی ایرانیان نیز راه پیدا کرده است.
مولانا میگوید::: این جهان کوه است و فعل ما ندا / سوی ما آید نداها را صدا/
ضرب المثل::: گندم ز گندم روید، جو ز جو
یا سقراط در مناظره اش با ثراماخوس، "اینکه بدی را بدی پاسخ دهیم، نیکی را با نیکی" را از اخلاقیات خشایارشا دانسته است.
شورشهای آدمیان، چه، نشانه ای از آشوبش روانی مردم پس از دوره ای درونریزی و خودخوری ستم باشد و چه هرگونه واکنشی در برابر کنشی آلوده به نیکی یا بدی، به هر روی میتواند تاثیری به سزا در به هم ریزی نظم یا نوآفرینی آرایشی نوین داشته باشد. خواه از دید باختریان، به این شورش، چهره ای مادی عاری از اخلاق بدهیم، خواه بر اساس فلسفه ی اشایی، این آشویش را با نمایه ای "نیک و بد اندود" به چهره بیاراییم.
در فلسفه و ریاضیات باختر، "بسامد پرتوان کیهانی" ناشی از شورشهای آدمیان را میتوان به بهترین گزارش در نظریه ی "تاثیر پروانه ای" (Butterfly effect) دید با این گفتار که : [اگر پروانه ای در نقطه ای بال بزند، کنش وی میتواند، توفانی را در چین در پی داشته باشد]
اما از آنجا که اندیشه ی ایرانی از همان آغاز با نیک و بد آمیخته است، نظریه ی "تاثیر پروانه ای" هرگز نمیتواند بی گوارده شدن در بزاق نیک و بد اخلاقی، به گوارش اندیشه و روان ایرانی برسد، آنهم در جایی که تنها گفتگو از بال زدن پروانه ای نیست، بلکه سخن از شورش آدمیان در میان است. بی گمان در نزد فرد ایرانی پر بیراه نیست اگر این آشوبش بر اثر جنگ کیهانی یا زمینی میان نیک و بد درگرفته باشد... شاید خون سیاوشی ریخته شده باشد که بر اثر آن جهانی به خروش آمده است. (گفتار سیاوش به پیران ویسه که اگر کشته شوم: جهانی ز خون من آید به جوش) و این جوشش و شورش "به سامانه درست خویش" باز نمیگردد، مگر آنکه رستم آبادبومی چون توران را ز بیخ و بن برکند و خون پسر بیگناه افراسیاب را، چون سیاوش بریزد. اینجاست که "اشا" آن بزرگ قانون اخلاقی گیتی دست به کار میشود و:
شورشهای آدمیان [را]، با بسامدهای پر توان کیهانی [اش] خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گرد[ان] د
از همین روست که زرتشت با اقتدار میسراید::: [راه در جهان یکیست و آن راه راستیست] چرا که "اشا" ضامن پایداری همیشگی راستی است و همه ی آشوبش ها را هرچند بد، به سوی نیکی، هوده میبخشد
مسعود اسپنتمان
sepitemann@yahoo.com
خوب زیستن
هر عادتي در ابتدا مانند يک نخ نازک است . اما هربار که يک عمل را تکرار مي کنيم ما اين نخ را ضخيم تر مي کنيم و با تکرار عمل نهايتا اين نخ تبديل به طناب و بلندي مي شود که براي هميشه به دور فکر و عمل ما مي پيچد. اريسون سووت ماردن
فكر خوب معمار و آفريننده است . ديل كارنگي
شادی و امید روان آدمی را می پرورد گر چه تن رنجور و زخمی باشد . ارد بزرگ
انديشه و تفكر پشتوانه اي بزرگ در سراسر حيات بشر است و انسان بي انديشه و تفكر به ماده اي بي روح مي ماند . پاسكال
تمام پيشرفتهاي عالمگير خود را مديون تفكر منظم و يادداشت برداري دقيق هستم . اديسون
پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند . ارد بزرگ
افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد .ارنست ديمنه
بدگماني ميان افکار انسان مانند خفاش در ميان پرندگان است که هميشه در سپيده دم يا به هنگام غروب که نور ظلمت بهم آميخته است بال فشاني مي کند . بايگون
شادی و بهروزیمان را با ارزش بدانیم ، تن رنجور نیرویی برای ادب و برخورد درست برجایی نمی گذارد . ارد بزرگ
تا وقتيکه مرد عروسي نکرده او را غير کامل مي خوانند ، بنابراين معلوم مي شود پس از ازدواج کار مرد تمام است . باب هاپ
کسي که به آباداني مي کوشد جهان از او به نيکي ياد مي کند . فردوسي خردمند
منبع :
http://a10m.blogfa.com/post-7.aspx
دانشمندان خورشید را تکثیر میکنند

به گزارش ایرنا ، روزنامه «تایمز لندن» روز یکشنبه نوشت: فیزیک دانان «مرکز ملی احتراق» در «لیورمور» واقع در آمریکا می گویند: آزمایشات گداخت هسته ای می تواند ، یک منبع انرژی پاکیزه در اختیار جهانیان قرار دهد.
دانشمندان گفتند: این گلوله هیدروژن با 192 پرتو لیزر (با قدرت 500 تریلیون وات) هدف قرار می گیرد. این میزان هزار برابر انرژی شبکه ملی برق آمریکا است.
«اد موسس» مدیر این مرکز ابراز امیدواری کرد: این آزمایشها نشان دهد امکان تولید انرژی بیشتر وجود دارد و گداخت می تواند یک منبع تامین انرژی بدون کربن باشد.

دانش ساخت نیروگاه های انرژی گداخت که می تواند جایگزین پاکیزه ای برای سوخت های فسیلی باشد، دستکم به 25 سال زمان نیاز دارد.
سوخت این نیروگاه ها از اتم های هیدروژن استخراج شده از آب دریا تامین می شود تا برق فاقد کربن با کمترین زباله های رادیواکتیو تولید کند. با پایان عمر ذخایر فسیلی جهان ، بشر به مسیر های جایگزین مناسبتری می رسد بقول ارد بزرگ : اندیشمندان همواره بدنبال پیدا کردن راهی مناسب برای بهبود زندگی آدمیان هستند .
باید با آرامش به آینده امیدوار بود و به قدرت بالنده ذهن بشر ایمان داشت و آن را برای کشف ناشناخته ها بکار گرفت .

منبع :
خوب زندگی کردن هنر است
آمار بالای خودکشی، افسردگی، طلاق، اعتیاد، اختلالات روانی، قتل و … در کنار مهمترین عوامل مرگ و میر یعنی بیماریهای قلبی- عروقی، سوانح و حوادث، گویای این امر است که زندگی سالم به «زیستن دشوار» تبدیل شده است. پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی، نفوذ و گسترش وسایل ارتباط جمعی، تنوع در مصارف زیستی و فرهنگی به همراه افزایش جمعیت و مطالبات آنان و مهمتر از همه تغییرات ایدهآلها و آرمانهای بشر امروزی، زیستن را از وضعیت همگون و ساده به وضعیتی ناهمگون و پیچیده تبدیل کرده است.
این وضعیت اگر چه از سویی به تحولات پرشتاب و پیچیده ی جامعه ی مدرن ربط دارد ، اما از سویی دیگر و مهمتر از آن به ناکارآمدی نهادهای سنتی خانواده، نظام آموزشی و سایر نهادهای فرهنگی ما برمیگردد. نظام خانوادگی و آموزشی ما نتوانسته خود را با تحولات ارزشی، فرهنگی و تکنولوژیکی جامعه ی جدید وفق دهد. این امر ضمن این که از شکاف نسلها تأثیر پذیرفته بر عمق این شکاف نیز افزوده است. بخشی از نابسامانیهای خانوادگی و چالشهای تربیتی که در درون خانوادههای ایرانی در رابطه با فرزندانشان وجود دارد به ناآگاهی و نداشتن تجربه و مهارتهای زیستن در جامعه ی مدرن بر میگردد که خود بزرگسالان به آن دچار هستند!
در حقیقت نسل جدید به دلیل فقر آگاهی و اطلاعات نسل پیشین نسبت به تحولات زندگی جدید دچار آسیب میشود. نهادهای فرهنگی و مدنی نیز به دلیل همین ضعف نمیتوانند کمبودها و کاستیهای نظام خانوادگی را جبران کنند. به عنوان مثال نظام آموزشی ما تنها مبتنی بر پرورش هوش ذهنی استوار است و به هوش اجتماعی و عاطفی توجهی ندارد. چه بسا نخبگان و تیزهوشانی که در رشته ی علمی خود سرآمدند اما در حل مسایل روزمره ی زندگی خود باز میمانند . مثلاً با یک شکست عاطفی در هم میریزند و احساس عجز میکنند یا در مطالبه ی حقوق اجتماعی خود ناتوانند.
زندگی مدرن، متنوع وپیچیده است و به مهارتهایی فراتر از آن چه که خانواده و مدرسه به انسان میآموزد نیازمند است.مهارتهایی که فراتر از تامین بهداشت روانی و ایمن کردن فرد در برابر آسیبهای روانی- اجتماعی، به او بیاموزد که چگونه از زندگی لذت هم ببرد. این هدف و توانایی در زندگی پیچیده مدرن امروزی، هنری بس گرانبهاست .
مهارتهای زندگی Life skills را میتوان در سه معنی یا شیوه ی زیستن تقسیم کرد:
۱- مهارتهای مربوط به امرار معاش مانند این که چگونه فرد مشغول کار شود.
در این مرحله با افزایش سطح دانش و معلومات شهروندان، آنها را برای کسب یک حرفه ی ویژه در جامعه آماده میسازیم. این توانایی نه تنها چرخه ی معیشت افراد را میچرخاند بلکه در تأمین سلامت روانی و اجتماعی آنان تأثیر مثبت میگذارد.
به هر حال کار و تلاش نماد زنده بودن و زندگی است به قول ارد بزرگ :آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته است .
۲- مهارتهای مراقبت از خود مانند مصرفغذاهای سالم،ورزش و…
این مهارتها به حفظ و نگهداری سلامت جسمانی افراد یاری میرساند. به خاطر بسپارید که این مهارتها کمارزش و بیاهمیت نیستند. سلامت روان و سلامت اجتماعی بر پایههای سلامتی جسمی استوار است. مصداق این سخن همان ضربالمثل معروف است که «عقل سالم در بدن سالم است».
۳- مهارتهایی که برای پرداختن به موقعیتهای پرخطر زندگی، آموزش داده میشوند.
مانند توانایی نه گفتن در مقابل فشار جمع جهت استفاده از مواد مخدر، توانایی مقابله با افسردگی در موقعیتهای دشوار زندگی، کنترل خشم و عصبانیت و … در واقع مهمترین بخش از آموزش مهارتهای زندگی به این قسمت مربوط میشود و منظور ما دراین مقاله نیز اهمیت و ضرورت این بخش از مهارتهای زندگی است. با این توصیف مهارتهای زندگی، مهارتهایی هستند که برای افزایش تواناییهای روانی، اجتماعی افراد آموزش داده میشوند و فرد را قادر میسازند که به طور موثر با مقتضیات و کشمکشهای زندگی روبه رو شود، به عبارت دیگر هدف از آموزش مهارتهای زندگی، افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیب زننده به بهداشت و سلامت و ارتقای سطح سلامت روان افراد است.
مهارتهای زندگی، دارای پنج حوزه اصلی است:
۱- مقابله با هیجانها و استرسها
۲- خودآگاهی همدلانه
۳- ارتباطات اجتماعی و ارتباطات بین فردی
۴- تفکر خلاق و تفکر نقادانه
۵- تصمیمگیری و حل مساله
و خلاصه اینکه به قول ارد بزرگ : ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد
منبع :
سخنان بزرگان در مورد زن و مرد
براي يك مرد هيچ شكنجه اي بالاتر از آن نيست كه به او ترحم كني.((ناپلئون بناپارت))
بيازماييد مرد را به فعل او نه به قول او.((افلاطون))
مرد آنچه را مي داند، مي گويد و زن آنچه را كه خوش آيند شنونده است.((ژان ژاك روسو))
قمار، مشروب و زن بد، خنده را از لبان مرد دور مي كند.((مثل انگليسي))
مرد بزرگ يكطرفه قضاوت نمي كند.((كنفوسيوس))
نقص مهم امپراتوريهاي بزرگ دنيا اين بود كه قوانين را مغزهاي قوي براي مردان قوي مي نوشتند و ضعف بشر را در نظر نمي گرفتند.((آناتول فرانس))
ثروتمند شدن يا زناشويي، هيچگاه تضميني [ =پاينداني ] براي رهايي از نگراني نيست. حتي ممكن است از ميزان آسودگي شما بكاهد.((شري كارتر اسكات))
همه مردان بزرگ در پشت دانايي خود داراي دلي كودكانه هستند.((مثل چيني))
مرد بزرگ كسي است كه در سينه خود قلبي كودكانه داشته باشد.((سيسرون))
مرد عاقل همواره نه نكته را در نظر دارد : روشن ديدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتن، راستگو بودن، انجام وظيفه كردن، پرسيدن هنگام ترديد ، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عين موفقيت، عادل و منصف بودن.((كنفوسيوس))
مرد بزرگ به خود سخت مي گيرد و مرد كوچك به ديگران.((كنفوسيوس))
مرد بزرگ دير وعده مي دهد و زود عمل مي كند.((كنفوسيوس))
مرد بزرگ با روي خوش رد مي كند و مرد كوچك با روي ترش مي پذيرد.((كنفوسيوس))
مرد بزرگ دلسوزي و پريشاني نشان نمي دهد، عاقل است و ترديد ندارد، شجاع است و نمي ترسد.((كنفوسيوس))
مرد بزرگ از صفات خوب ديگران استفاده مي كند، نه از صفات بدشان سوء استفاده.((كنفوسيوس))
بزرگي مردان بزرگ از طرز رفتارشان با مردان خرد آشكار مي شود.((توماس كارلايل))
آخرين عضوي كه در وجود يك زن مي ميرد، زبان اوست.((مثل هندي))
خرابي كار يك مملكت از دو چيز است : نداشتن مردان عالم و لايق و نبودن آنها بر سر كارهاي مملكت.((فرانسوا ولتر))
مردي كه خصلت نيك دارد، هرگز تنها نمي ماند؛ زيرا هميشه دوستاني براي خود پيدا مي كند.((كنفسيوس))
سختيهاي بزرگ، مردان بزرگ مي سازد.((جان اف كندي))
ايمان به حقيقت را هدف و مقصد اساسي زندگي خود قرار دادن و تكاليف را از روي وجدان به جا آوردن، طبع مرد را بلندتر و كاملتر مي سازد. يكي را دوست داشتن و حيات او را آرزو كردن و ديگري را دشمن داشتن و مرگ او را خواستن، ناگزير طبع آدمي را تاريك مي سازد.((كنفوسيوس))
زن عاقل به تربيت همسرش همت مي گمارد و مرد عاقل اجازه مي دهد كه زنش او را تربيت كند.((مارك تواين))
زنها علاقه زيادي به رياضيات دارند، زيرا آنها سن خود را تقسيم بر دو و بهاي لباسهايشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه مي كنند و پنجاه سال هم بر سن بهترين دوستان خود مي افزايند.((مارسل آشار))
زن خوب زني است كه از همه اشياء قيمتي و مدرن خانه براي شوهرش باارزش تر باشد.((اقليدس))
دوستي، ازدواج دو روح است و در آن، ترك كردن و طلاق جايز نيست.((فرانسوا ولتر))
زن هميشه سن خود را از تاريخ ازدواج حساب مي كند، نه تاريخ تولد.((ارهارد))
سرانجام كشف شد كه دارنده بيمارترين افكار و خشن ترين قلبها مرداني هستند كه زود به زود عاشق مي شوند.((روسكين))
براي تحمل سختيهاي زندگي بايد عاشق چيزي بود، كاري، زني، آرماني و ... .((ماركوس آنا))
تاريخ، سير خود را بر زندگي مردان بزرگ بنا نموده است.((توماس كارلايل))
اين ديدگاه اشتباه است كه بپنداريم مرد توانا فرزندي مانند خود خواهد داشت.((اُرد بزرگ))
زيباترين خوي زن، نجابت اوست.((ارد بزرگ))
قلب زن پرتگاهي است كه ژرفايش را نمي توان تخمين زد.((لافونتن))
در آغاز هر كار مهم يك زن وجود دارد.((لافونتن))
براي ازدواج كردن بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است.((كريستين))
به نظر من، ما روزي خواهيم مرد كه نخواهيم و نتوانيم از زيبايي لذت ببريم و درصدد نباشيم آن را دوست بداريم.((آندره ژيد))
مرد بزرگ تنها به خود متكي است و جز از خود، از هيچكس چيزي طلب نمي كند. اما مردان كوچك از ديگران توقع دارند.((پاتريك هانري))
زن مانند شيشه ظريف و شكستني است. هرگز توانايي مقاومت او را نيازماييد، زيرا ممكن است شيشه ناگهان بشكند.((ميگوئل سروانتس ساآودِرا))
مرد جنگي بهترين و مناسب ترين سفير و سياستمدار براي دولت به شمار مي رود.((كرامول))
پند آموز است ماجراي مردي كه زمين را مي كاويد تا ريشه هاي بي ثمر را از دل آن بيرون كشد، اما ناگاه گنجي بزرگ يافت؟!((جبران خليل جبران))
اراده مرد، باعث خوشبختي اوست.((شچدرين))
مرد شجاع هميشه آخر از همه به خود مي انديشد.((ويلهلم تل))
ازدواج مثل اجراي نقشه جنگي است كه اگر انسان يك مرتبه اشتباه كند، كارش تمام شده و ديگر به هيچ وجه جبران نمي شود.((بورنز))
مردي كه اشتباه نكند، ارزش كارهاي بزرگ را نخواهد داشت.((ادوارد فيليپس))
زن وقتي كه دوست بدارد، جز محبوب خود چيزي را نمي بيند و هرچه عاطفه، مهرباني و نوازش و فداكاري دارد، تنها براي او به كار مي برد.((آلفونس دوده))
اراده از آن مرد كور نيرومندي است كه بر دوش خود مرد شل بينايي را مي برد تا او را رهبري كند.((آرتور شوپنهاور))
زن، يگانه وجودي است كه حقيقت عشق پاك را مي شناسد.((فريدريش شيلر))
منبع :
http://ramuzi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=459:-------4&catid=16:nokat&Itemid=27